قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
799
درة التاج ( فارسى )
و صور مجرّده در عقل و اگر جه مقارن غير خويش باشند از صور معقوله در آن ، لكن مرتسم نباشذ به آن صور ، بلك مرتسم بايشان « 1 » [ قائل ايشان ] هر دو است [ ( با هم ) ] ، و هيج يك ازيشان اولى نيست كى مرتسم [ باشد ] به آن ديگر - از آن ديگر بأو ، - جه ايشان هر دو اگر جه بماهيّت مختلفاند - امّا نسبت ايشان بمحلّ ايشان مختلف نيست ، بلك متساوىاند ، جون نسبت حركت و سواد بمحلّ ايشان - كى او جسم است ، نه جون حركت و بطوء - كى او هيئتى است در حركت . - جه صورتين مذكورتين هر يك را « [ از ] » ايشان مىيابند بحسب ماهيّت او ، و بحسب آنك معقول باشذ بدون آن « 2 » ديگر ، بس اينك آن هيئتى باشد درين « 3 » ديگر اولى نباشذ از « 4 » آنك ديگر هيأتى باشذ در آن ، بس اگر هر يك ازيشان قبول « [ آن ديگر كند هر يك ازيشان قبول ] » نفس خوذ كند ، و آن محال است . بس هيج يك ازيشان آن ديگر را حاصل نشود ، و تعقّل آن نكند ، و حينئذ مقارنت ايشان در عاقل - غير مقارنهء صورت - و متصوّر باشد ، و استعداد صورت مقارنت را - اگر لازم ماهيّت نوعىّ او باشد - او منفكّ نشود ازو در حالت قيام بذات ، و حالت قيام بقوّت عاقله ، و اگر استعداد حاصل نشود ، « 5 » الّا عند الحصول در عقل ، بس استعداد مقارنت حاصل نشده « 6 » باشذ الّا با مقارنت ، يا بعد از آن ، و اين ظاهر الاستحاله « 7 » است . و اگر نه آن بوذى كى اوّل تقرير كرده شد ، لازم نيامدى از مقارنت صورت معقوله مر آن جيز « 8 » را كى تعقّل آن كرده است ، آنك جون قائم باشذ بذات خوذ واجب باشذ كى عاقل باشذ ، و مع هذا حدس [ ( و ) ] ذوق سليم است كى « [ مؤيّد اين ] » برهان است . و جون مأخذى « 9 » اسهل
--> ( 1 ) - با ايشان - اصل . ( 2 ) - بدورمان - اصل . ( 3 ) - ازين - م . ( 4 ) - در - اصل . ( 5 ) - شود - مب . ( 6 ) - شده - مب . ( 7 ) - الاستحالت - اصل . ( 8 ) - مر اخير - ط . ( 9 ) - ماحدى - اصل - ماخدى - ط - مب .